محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
108
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
زمين قرار استوار ساخت . شعر به دستش يكى قوس چون ماه نو * بهر گوشه زو گشته صد جان گرو زبيمش گريزنده شير فلك * وزين بيم افكند شهپر فلك خدنگش بمانند فكر دقيق * گذشته ز بحر ضمير عميق چو تيرى گشادى از آن شصت پاك * نمودى فلك چون تنش چاك چاك گاه به زخم ناوك جان شكار ، روزنها در تن پردلان عرصهء پيكار انداخته مرغ روح مبارزان از آن قفس مىپرانيد و گاه بطعن نيزهء اژدها آثار پيكر بدن دلاوران معركهء كارزار را چاك چاك ساخته طاير حيات دليران از آن آشيان ميرمانيد . آخر الامر صمصام ذو الفقار آثار از نيام اقتدار كشيده مانند سيل غرّان كه از فراز ، سر در شيب نهد و چون اژدهاى دمان كه از كوه روى بوادى آورد ، در ميان آن قوم بيسامان افتاده هر كرا بر فرق زدى چون انار بشكافتى و هر كرا بر كمر نهادى مانند خيار دو نيم افتادى . لاجرم آن جماعت « كَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُسْتَنْفِرَةٌ فَرَّتْ مِنْ قَسْوَرَةٍ » « 1 » از آن شير بيشهء و غا و هزبر عرصهء هيجا روى گردان شده ، قدم ادبار در وادى فرار نهادند و تمامى سپاه نصرت انتباه بيكبار مركبان باد جولان را عنان داده [ و ] تيغ « 2 » خونريز از قراب ستيز برآورده بهيأت اجتماعى بر آن گروه انبوه حمله آوردند و بضرب تيغ آتشبار ، آن جمع بدكردار را « كَرَمادٍ اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّيحُ فِي يَوْمٍ عاصِفٍ » « 3 » بباد صدمهء صرصر از پيش برداشته جمعيت ايشانرا متفرق ساختند . درين اثنا ، محمد گراى خان كه عمدهء آن قوم ضلالتنشان بود ، بدست غازيان عظام فيروزى انجام گرفتار گشته بقية السيف طريق انهزام اختيار نمودند
--> ( 1 ) - سورهء 74 آيهء 50 و 51 . ( 2 ) - هر دو نسخه به تيغ . ( 3 ) - سورهء 14 آيهء 18 .